تبليغاتX
دفتر عشق یک دلسوخته
یادداشتهای یک عاشق
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 11:3  توسط رضا  | 

رهگذر عاشق

اگه بتونی برف رو سیاه و پر کلاغ رو سفید کنی

یا بتونی به آ تش بوسه بزنی

یا زیر آب نفس عمیق بکشی

منم میتونم فراموشت کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:58  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:52  توسط رضا  | 

تنهای تنهااااااااااا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:51  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:50  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:50  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:49  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:47  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:47  توسط رضا  | 

دوستت ندارم دوستت ندارم، ولي هميشه در فکر و خيال تو هستم. دوستت ندارم، ولي به خاطر تو بيشتر اوقات اشک مي ريزم. دوستت ندارم، در حالي که تمام ذرات وجودم تو را مي خواهند و از پس تو مي آيند. به زبان حال مي گويم: دوستت ندارم، در حالي که تمام ذرات وجودم به حرفهاي من مي خندند. اعتراف مي کنم: دوستت ندارم، ولي لذت مي برم از خشمت، از غرورت، از نگاهت، از قدرت و گريزت. اکنون اعتراف مي کنم که: دوستت دارم چون... تو دوستم نداري
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 20:8  توسط رضا  | 

http://mahasatanha.blogfa.com/                         http://www.3nobar.blogfa.com/
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 18:28  توسط رضا  | 

ه روز يه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بين گل و گلدون، يكي رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب كردم تا تو رو توش بزارم، آخه كودي بهتر از تو پيدا نمي شه!

بی معرفت شدی، محل نمی ذاری، این همه بی محلی برای چیه؟ حالا خوبه چی توز فقط از عکست برای تبلیغ استفاده می کنه اینقدر خودتو می گیری!

ببخشید از شرکت روزانه مزاحمتون می شم. عکستون روی شیشه شیر قدیمی شده لطفا یک عکس جدید برامون بفرستید.

براي ديدن بقيه مطلب روي ادامه مطلب كليك كنيد

ه روز يه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بين گل و گلدون، يكي رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب كردم تا تو رو توش بزارم، آخه كودي بهتر از تو پيدا نمي شه!

بی معرفت شدی، محل نمی ذاری، این همه بی محلی برای چیه؟ حالا خوبه چی توز فقط از عکست برای تبلیغ استفاده می کنه اینقدر خودتو می گیری!

ببخشید از شرکت روزانه مزاحمتون می شم. عکستون روی شیشه شیر قدیمی شده لطفا یک عکس جدید برامون بفرستید.

الو برج مراقبت؟ اعلام وضعیت اضطراری. اگر قلبتون جا داره اجازه فرود می خوام. جا هست؟

تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگا اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!

------ //////// \\\\\\\\
--------<( @ @ )>
--o00---------------00o--
ببخشید کلید نداشتم از دیوار اومدم.

این سیب، بهترین سیب، شکل سیب، سر سیب، کار سیب، گذاشتن سیب، یه سیب، آدم سیب، الافه سیب.
حالا سیب هارو حذف کن از اول بخونش!

کاش مي توانستم همچون پرنده اي پروبال شکسته باشم... تا در کنج قلبت خانه اي بسازم... تا آنفولانزاي مرغي بگيري، بميري... نکبت!

اگه يه روزي بري سفر بري ز پيشم بي خبر فقط سوغاتي يادت نره

------@
@@@@@@
@@@@@@
@@@@@@
@@@@@@
تصویر هوایی از نماز جمعه در قم.

مئلم اظيضم، برايم ضهمط كشيدي، ديكطح يادم دادي، از تو ممنونم!

امسال ساله سر شماریه : یکی به عد د ۲۱۶۴۹۶ اضافه کن و برای کله دوستات بفرست . . . متشکرم :مد یر سازمان عقب ماند گان ذهنی

مثبت اندیشی یعنی اینکه اگه یه پرنده روی سرت خرابکاری کرد، بجای اینکه ناراحت بشی خوشحال باشی از این که گاو ها پرواز نمی کنند!

ال جي شما را به ديدن بقيه ي اس ام اس ها دعوت مي نمايد!!!

..............
..............
..............
..............
دنبال چیزی می گردی؟

سالگرد تولد جواد یساری مبارک. این اس ام اس رو برای هر کی که می دونید جواده بفرستید.

دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، بی خود جوگیر نشو، دارم تمرین می کنم خطم خوب بشه.


اگر می خوای دوستت داشته باشم نقطه ها رو دنبال کن
..............
..............
..............
..............
دیدی کمبود محبت داری؟

می دونی فرق موز کوچک به موز بزرگ چیه؟ بی خیال، ولش کن از یه میمون دیگه می پرسم.

این قدیمیه یادم رفته بود بذارم:
در پی اهانت پاپ به اسلام، نام پاپ کرن مجددا به چس فیل تغییر یافت!

 
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 19:8  توسط رضا  | 


سوگند عشق...

سوگند عشق
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 10:51  توسط رضا  | 

دوستت دارم
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 10:47  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 10:46  توسط رضا  | 

خدايا سه عشق مي خواهم:
 
1)عشق به خودت
 
2)عشق به کساني که تو را دوست دارد
 
3)عشق به هر عملي که مرا به تو مربوط مي سازد
 
 
 
 
ديروز
 
آفتاب چشمانت شوق زيستن را در من زنده کرد
 
امروز
 
خورشيد نگاهت در امتداد ساحل خاطره ها غروب غم انگيز دارد
 
فردا
 
از آن همه روشنايي کور سويي باي نخواهد ماند
 
 
 
 
 
 
 
 
آنگاه که تو نباشي
 
خورشيد نخواهد درخشيد
 
ستارگان خاموش مي شوند
 
گل ها پر پر مي شوند
 
پرندگان آواز سر نخواهند داد
 
و قلبها مي ميرند
 
ووقتي قلبها مردند
 
منم خواهم مرد
 
 
 
 
 
عشق يعني دو نگاه غريب
 
عشق يعني تکيه گاه غربت
 
عشق يعني پايان تنهايي
 
عشق يعني ايستگاه محبت
 
عشق يعني ساحل شادي
 
با هر چه عشق  نام تو را ميتوان نوشت
 
با هر چه رود نام تو را ميتوان سرود
 
بيم از حصار نيست که هر قفل بسته را
 
با دستهاي روشن تو ميتوان گشود
 
 
 
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است
 
غم را دوست دارم چون حرف دل است
 
دل را دوست دارم چون مخزن عشق است
 
عشق را دوست دارم چون مرا زنده کرده است
 
و تو را توي قلب من جاي داده است
 
 
 
 
 
ميگي عاشق باروني اما وقتي بارون مياد چتر ميگري بالا سرت
 
ميگي عاشق برفي اما طاقت بک گلوله بر رو نداري
 
ميگي عاشق پرنده هايي اما اونا رو ميزاري تو قفس
 
ميگي عاشق گلهايي اما اونا رو خيلي راحت از شاخه جدا ميکني
 
پس چطوري انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقمي
 
 
 
 
آنکه دائم هوس سوختن ما ميکرد
 
کاش مي آمد و از دور تماشا ميکرد


 
 گل را دوست دارم ولي از خارش مي ترسم
 
کوه را دوست دارم ولي از استقامتش مي ترسم
 
دريا را دوست دارم ولي از موجش مي ترسم
 
تورا را دوست دارم ولي از جداييت مي ترسم  

                           

زندگي مال تو مرگ مال من
 
شادي مال تو مرگ مال من
 
راحتي مال تو گرفتاري مال من
 
اصلا همه چيز مال تو ولي تو مال من
 


If it should happen that your dreams

Are shattered

Don’t be afraid

Have the courage to pick the pieces

And smile at the world

For dreams that are easily shattered

Can just as easily be rebuilt

 

 

اگر روياهايت در هم شكستند

نگران نباش

جرات داشته باش،‌تكه ها را بردار

و به دنيا لبخند بزن

چون روياهايي كه به اين راحتي شكستند

مي شود به همان راحتي انها را از نو ساخت

 


من از قصه زندگي ام نمي ترسم

من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم.

اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست

اکنون که باهايم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به  سويم بگشا

باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

اين را بدان که با آمدنت غم براي هميشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:59  توسط رضا  | 

                              لحظه در لحظه

 

به تو عادت کرده بودم

                                  ای به من نزدیکترازمن

ای حضورم از تو تازه

                                  ای نگاهم  از تو روشن

به تو عادت کرده بودم

                                  مثل گلبرگی به  شـــبنم

مثل عاشقی به غربت

                                  مثل مجروحی به مرحم

 

 

لحظه درلحظه عذابه        لحظه های منِ بی تو

 

تجربه کــردن مرگـه         زند گـی کردن بی تو

 

 

من که در گریزم از من

                                  به تو عادت کرده بودم

از سکوت و گریه شب

                                  به تو هجرت کرده بودم

با گل و سنگ وستاره

                                  از توصحبت کرده بودم

خلوت خاطره هام رو

                                  با تو قسمت کرده بودم

 

 

لحظه درلحظه عذابه        لحظه های منِ بی تو

 

تجربه کــردن مرگـه        زند گــی کردن بی تو

 

 

خونه لبریز سکوته

                                 خونه از خاطره خالی

من پر از میل زوالم

                                 عشقه من تو در چه حالی

 

                                عشقه من تو در چه حالی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:56  توسط رضا  | 

اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خطهاي تلفن/تالارهاي گفتگو و اي ميل ها اشغال ميشه ..پر ميشه از (( از اينكه رنجتو را عاشقانه مي پرستم ))))يامراقب خودت باش)) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم))پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي نباشدوندمت پشيمونم من رو ببخش))!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 19:0  توسط رضا  | 

يک شب گرم و تب آلود
آمدی از شهر باران
ناگهان از هر جوانه
گل بر آمد چون بهاران
ای تو از نسل بهاران
ای اميد سبزه زاران
ای صدايت پاک و معصوم
چون سرود چشمه ساران
ای نگاه تو هميشه
مثل دريا بيکرانه
ای بلند گيسوانت
خوشترين شعر شبانه
ای که نامت در زمانه
گشته در خوبی فسانه
کرده اينک در دل من
آتش عشق تو خانه
ای که نامت بر لب من
معنی خوب سرودن
خوشترين ايام عمرم
لحظه های با تو بودن

                                          myspace layouts, myspace codes, glitter graphics

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:9  توسط رضا  | 

عشق من ، منو صدا کن
 منو از خودم رها کن
تو اجاق مرده ی دل
 آتشی تازه به پا کن
 تو منو از نو بنا کن
عشق من منو صدا کم
 قصمو بی انتها کن
 روبروت آينه بذار
 ابديتی بنا کن
عشق من ، منو صدا کن
قصه ی نگفته ام من
 تو بيا روايتم کن
 از عذابم راحتم کن
 ای صدای تو نهايت
 راهی نهايتم کن
عشق من ، منو صدا کن
تو منواز نو بنا کن
 رهسپار قصه ها کن
 تو به خاسکتر نگاه کن
 آتشی تازه به پا کن
 ای بهار انتظارم
من زمين بی بهارم
 شوره زار انتظارم
چهره ی شکسته دارم
 جسم و جانی خسته دارم
به در ويرانه ی دل
 بغض قفل بسته دارم
عشق من ،‌ منو صدا کن
 منو از خودم رها کن
تو اجاق مرده ی دل
 آتشی تازه به پا کن
 تو منو از نو بنا کن
 عشق من ،‌ منو صدا کن
قصمو بی انتها کن
 روبروت آينه بگذار
 ابديتی بنا کن
 عشق من ،‌منو صدا کن

myspace layouts, myspace codes, glitter graphics

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:8  توسط رضا  | 

آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم تا برای تو بميرم، مهربان من
آمدم ای نازنينم تا به جبران گذشته سر ز پايت بر نگيرم، همزبان من
آمدم تا آنکه باشم تکيه گاه خستگی هات، ای گل نيلوفر من
تا سحرگاهان بپيچد عطر گرم بازوانت در حريم بستر من، مهربان من
در دو چشم من نگاه کن تو منو از من جدا کن با محبت آشنا کن
ترک آن افسانه ها کن مهربانی را صدا کن اين تو و من را رها کن
نازنينم، تو منو از نو بنا کن

بر دو چشمان تو سوگند در تمام ملک هستی
اولين عشقم تو بودی آخرين عشقم تو هستی
سر زده همچون ستاره در شب تنهايی من
همچو باران بهاری تن کشيدی روزگاری، در حريم شوره زاری
در قلب سردم زد جوانه، گلهای خودروی ترانه
شیرين ترين افسانه ها پر شد ز ما در خانه ها، قصه های عاشقانه
می ماند از ما اين ترانه بر روی لبها جاودانه
در قهطی عشق و وفا از عشق ما باشد نشانه
بعد ما در اين زمانه
آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم تا برای تو بميرم، مهربان من
آمدم ای نازنينم تا به جبران گذشته سر ز پايت بر نگيرم، همزبان من
آمدم تا آنکه باشم تکيه گاه خستگی هات، ای گل نيلوفر من
تا سحرگاهان بپيچد عطر گرم بازوانت در حريم بستر من، مهربان من
در دو چشم من نگاه کن تو منو از من جدا کن با محبت آشنا کن
ترک آن افسانه ها کن مهربانی را صدا کن اين تو و من را رها کن
نازنينم، تو منو از نو بنا کن

myspace layouts, myspace codes, glitter graphics  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:8  توسط رضا  | 

تو هموني كه توي موج بلا
واسه تو دستامو قايق مي كنم
اگه موجا تو رو از من بگيرن
قطره قطره آب مي شم دق مي كنم
واي كه دلم طاقت دوري تو نداره
بغض نبودن تو اشكامو در مياره

اي كه بي تو اين كوير، خواب بارون مي بينه
وقتي نيستي، غم دنيا توي قلبم مي شينه
اي كه بي تو واسه من، همه دنيا قفسه
هستي از نبودن تو التهاب نفسه

واي كه دلم طاقت دوري تو نداره
بغض نبودن تو اشكامو در مياره

myspace layouts, myspace codes, glitter graphics
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:7  توسط رضا  | 

ای ازعـشــق پاک من هميشه مست
من تو را آسان نياوردم به دست
من تو را آسان نياوردم به دست
بارهـا ايـن کـــودک احســــاس من
زيـر بارانـهای اشــک من نـشـت
من تورا آسان نياوردم به دست
در دل آتش نشـستـن کارآسانی نبود
راه رابراشک بستن کارآسانی نبود
باغروری هـم قدبـالای بـام آسـمـان
بارهادرخود شکستن کارآسانی نبود
بارها ايـن دل به جرم عــاشــقــی
زير سـنــگينی بـار غم شـکـســت
من تورا آسان نياوردم به دست
دربدست آوردنت
بردبـاريها شـده
بی قراريـها شـده
شب زنده داريهاشده
دربدست آوردنت
پايداريها شده
ای ازعشق پاک من هميشه مست
من تو را آسان نياوردم به دست
من تو را آسان نياوردم به دست

 myspace layouts, myspace codes, glitter graphics

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:7  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:5  توسط رضا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:4  توسط رضا  | 

برای تو که رفته ای و پشت سرت رو هم نگاه نکردی . برای تو که تمام

آرزوهای منو به باد دادی . برای تو که تمام خاطرات خوشم را با تو داشتم .

برای تو که تمام این خاطرات رو فراموش کردی . برای تو که همه منو بعد از

رفتنت دیونه میدونند . برای تو که به احساسات گرم من بی اعتنا بودی .

برای تو که منو با بی اعتناییت داغون کردی . برای تو که منو مثل زباله پرت

کردی و در مقابل فریاد کمکم کن من ، به من خندیدی . برای تو که

بیشترین اشکهای عمرم رو بخاطر تو ریختم برای تو که از امام رضا

خواستمت برای تو که فقط خندیدنت رو میخواستم . برای تو که بعد از

رفتنت دیگه به هیچکس و هیچ چیز جز تو فکر نمیکنم برای تو که به من

معنی عشق زندگی رو نشون دادی برای تو که شاد بودن و ایستادن مجدد

رو بدون تو نمیتونم برای تو که هر شب خوابت رو میبینم و در رویاهام با تو

پرواز میکنم . برای تو که تنها راه نجات من از گرداب قهر زندگی و برای تو که

داشتنت دیگه برام رویا شده و نداشتنت مرگ ......                           

                                دوستت دارم همیشه

  شب سياه ، همانسان كه مرگ هست
 قلب اميد در بدرومات من شكست
سر گشته و برهنه و بي خانمان ، چو باد
 آن شب ،‌رميد قلب من ، از سينه و فتاد
زار و عليل و كور
بر روي قطعه سنگ سپيدي كه آن طرف
 در بيكران دور
افتاده بود ،‌ساكت و خاموش ، روي كور
گوري كج و عبوس و تك افتاده و نزار
 در سايه ي سكوت رزي ، پير و سوگوار
 بي تاب و ناتوان و پريشان و بي قرار
 بر سر زدم ، گريستم ، از دست روزگار
 گفتم كه اي تو را به خدا ،‌سايبان پير
 با من بگو ، بگو ! كه خفته در اين گور مرگبار ؟
 كز درد تلخ مرگ وي ، اين قلب اشكبار
 خود را در اين شب تنها و تار كشت ؟
 پير خميده پشت ؟
جانم به لب رسيد ، بگو قبر كيست اين ؟
 يك قطره خون چكيد ، به دامانم از درخت
 چون جرعه اي شراب غم ، از ديدگان مست
 فرياد بر كشيد : كه اي مرد تيره بخت
 بر سنگ سخت گور نوشته است ، هر چه هست
 بر سنگ سخت گور
 از بيكران دور
 با جوهر سرشك
 دستي نوشته بود
 آرامگاه عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:4  توسط رضا  | 

عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي

با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم/نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

 آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد . . . . بوسه تصادفي است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چيه دنبالم راه افتادي؟

 كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت

 زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا

مي گويند ؛ چون بگذشت روزي بگذرد هرچيز با آن روز باز مي گويند ؛ خوابي هست كار زندگاني زان نبايد ياد كردن.... خاطر خود را بي سبب ناشاد كردن!

 فراموش كن آنچه را كه نمي تواني به دست بياوري و بدست آور آنچه را كه نميتواني فراموش كني

 آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است

سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم.

 بي تو مهتاب شبي باز ازآن كوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم/شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

فرقي نمي‌كند گودال آبي كوچك باشي يا درياي بيكران ، زلال كه باشي آسمان در توست

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم

شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم/ از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم/ تقصير كسي نيست كه اين گونه غريبيم/ شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1-بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاري

هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است

 هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

 اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي كه تا به حال تجربه كرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي كه هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

 دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشي قشنگي

 دنيا 3تا دوست دارم... خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام /دومي رو واسه‌ي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تك تك لحظه‌هاي زندگيم ميخوام تنهاي تنه

ديگه يار نمي خوام وقتيكه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي كه وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟

مهرباني را در نگاه منتظر كودكي ديدم كه آبنباتش را به دريا انداخت تا آب شيرين شود

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

نجوم نخوندم, ولي مي دونم تو هفت آسمون يه ستاره ندارم... ***** فيزيك نخوندم, ولي مي دونم « هر عملي را عكس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم كه واحد اندازه گيري عشق, ژول و كالري و وات و... نيست ***** زيست شناسي نخوندم, ولي مي دونم قلب همون دله كه مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه

 مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم

 بنام خداي عاشقان: كاش مي شد عشق را تفسير كرد/ كاش مي شد عمر را تكثير كرد/ روي اين گردونه نا مهربان/ گرمي مهر تو را تصوير كرد

 فقط موجهاي دريا هستند كه عاشقن آره فقط اونا هستن با اينكه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرار رسيدن

خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر باشد

 وقتي نااميد شدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصّه بشكنه به ياد بيار كسي رو كه توي دلت يه كلبه ساخته

عشق مثل يك ساعت شني مي ماند همزمان كه قلب را پر مي كند مغز را خالي مي كند!!

زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بي‌وفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست، از روزگار است...

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره كه هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه كنه

دلي گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من! عقل ناليد: كجا حل شود اين مشكل من؟ مرگ خنديد: در اين خانه‌ي ويرانه‌ي من!

نمي‌نويسم، چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني، حرف نمي‌زنم، چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي، نگاهت نمي‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني، صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است، فقط مي‌خندم، چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام

رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند

خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يك كلام ... محتاج توام !

ديشب نديدي كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ ديشب كه سكوت دق مرگم مي كرد/ وابستگي ام را به تو عادت كردم

عشق يعني خاطرات بي غبار/ دفتري از شعر و از عطر بهار/ عشق يعني يك تمنا يك نيا/ز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز/ عشق يعني چشم خيس مست او/ زير باران دست تو در دست او

 اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه كردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست.... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد

عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

باد كه مياد آروم آروم قاصدك هارو مياره/ دلم ميگه خدا كنه باز خبر از تو بياره/ چشام همش تا به سحر به ياد تو خواب نداره/ خاطره ها جون مي گيره باز تو رو يادم بياره

فرياد من سكوت كردن است...ابراز عشق من قهر كردن است...شادي من گريه كردن است...امّا وقتي تو را ميبينم از شادي عشق مو با فرياد ابراز مي كنم

دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم

يه سنگ كافيست براي شكستن يه شيشه! يه جمله كافيست براي شكستن يه قلب! يه ثانيه كافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي

 برف از آسمون خسته مي شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته ميشه, پاييز بهونست, دلم برات تنگ مي شه آف بهونست

 مي دوني طاقت جداييو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم مي خوام كه نري تو از كنارم ازت زياد خاطره دارم مي خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سايه سارم هر جا بري من دوسِت مي دارم از عاشقاي اين ديارم به ياد شباي زير بارون كه خيس ميشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو مي بينم بين هفت تا آسمون رو زمينم

 گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده كرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاك افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

 اگر قرار بود تو دنيا جاي چيزي باشم،،، دوست داشتم جاي اشك رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلكات جون بگيرم،،، رو گونه هات جاري شم،،، رو لبات بميرم..... تا بدوني چقدر دوست دارم

 عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند و تو از اون رسم محبت بياموزي

 ديروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضي بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من ياد تو بود/ حق من اعدام بود

 بوسه تنها تصادفي است كه پليس راه ندارد. درياي غم تنها دريايي است كه ساحل ندارد. قلب تنها چيزي است كه شكستنش صدا ندارد. عاشقي تنها دردي است كه درمان ندارد

 در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم به تو بگويند ... دوستت دارم

 كاش مي شد عشق را ابراز كرد/ يا كه عشق را با سحر آغاز كرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرم و عاشقونه با تو پيركنم!

 مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان كه تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

 دوست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد، دوست آن است كه هر لحظه به يادت باشد.

عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه يك نفر يا بزرگ كردن يك نفر به اندازه دنيا!

 عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست/

 شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا

 زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك آن هم از دست كسي كه تو دنيا را جز با او وجز براي او نمي خواهي

 تو كه بالا بلند و نازنيني/ تو كه شيرين لب و عشق آفريني/ كنارم لحظه اي بنشين چه حاصل/ كه فردا بر سر خاكم نشيني

 زندگي سه چيز است: اشكي كه خشك ميشود! لبخندي كه محو ميشود!يادي كه ميماند و فراموش نميشود

 دوستي با هر كه كردم خشم مادر زاد شد،آشيان هر جا گزيدم خانه ي صياد شد ، دوستي با هر كه كردم مظهر نيرنگ شد ،ظاهرش زيبا ولي در باطنش صد رنگ شد

 عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني. دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم . درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي . گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني . در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني . در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي . اين گونه شايد احساسم نميرد

 آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.

 اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من و توست ، اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست ، اگر كلمه دوستت دارم پايان دهنده جدايي هاست ، اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست ، اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست ، پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم.

 سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

 دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم

 شكايت عشق نديدي چشمهايم زير پايت جان سپرد آخر گلويم از صداي هاي هايت جان سپرد آخر نفهميدي صدايم بغض سنگيني به دوشش بود به دوشش بود اما از جفايت جان سپرد آخر نترسيدي بگويد عاشقي نفرين به آيينت كه از چشمان جادويت خدايت جان سپرد آخر نمي داني و مي دانم كه مي دانم نمي داني كه دل در خواهش آن انزوايت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشيني از براي يار دلگير است بخوان شعرم كه شعرم در هوايت جان سپرد آخر ... فرياد

 چقدر عجيبه كه تا مريض نشي كسي برات گل نمي ياره تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري كسي تورو نمي بخشه

 به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم

 روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند# ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند# گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند# عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند# خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد# عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد....

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 22:59  توسط رضا  | 

  من همسفر دلای خستم

خاکم که به زیر پات نشستم

رمز و راز عشقو خوب می دونم

من عاشقم و باده به دستم

 

هر شب تا سحر پیاله دستم

گفتم نکنه باده پرستم

یه شب یا دو شب رو تاق جلدم

دیدم نمی شه دوباره مستم

 

میگن حاله خوشیه وقتی که مستی

میگن بی خیالشی کی بودی کی هستی

عجب حاله خوشیه وقتی که مستی

میگن بی خیالشی کی بودی کی هستی

چه حاله خوشیه مستی

نه غم داره نه شکستی

TinyPic image

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:39  توسط رضا  | 

  تو این روزهای بی کسی که هرکی فکرخودشه
من که بریدم از همه دلم فقط به تو خوشه
وفتی توهستی دلخوشی بی خودی پرپرنمیشه
دلواپسی دربه دره ؛چشم منم تر نمیشه
حس قشنگ ماشدن؛ با بودنت تازه میشه
آخه زیر سایه ی تو دلش میخواد قد بکشه
به جزتو پای هیچ کسی به فکر من وا نمیشه
شب سیاه بی کسی؛بی تو که فردا نمیشه
منکه دلم بادیدنت تا آسمون پر میکشه
اگه یه روزی تو بری ؛طفلکی دیوونه میشه
منکه دلم بابودنت جون میگیره؛تازه میشه
راستی نگفتی نازنین؛دل شما به کی خوشه؟؟
دلم به بودنت خوشه؛دلم به دیدنت خوشه
گلی ولی نه مال من،دلم به چیدنت خوشه  

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:38  توسط رضا  | 

تن سپردن به غریبه آخر شعر تو این بود

عاشقانه جون سپردن جرم من فقط همین بود

من نه اولین گل تو نه که واپسینه بودم

اما عشق تو واسه من اولین و آخرین بود

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:37  توسط رضا  |